روزنامه‌نگاری یک شغل آرمانی نیست

بارها اتفاق افتاده که پرسیده باشند «کار روزنامه‌نگاری تا چی اندازه درآمد دارد» و معمولن پاسخ این بوده که: «خدا را شکر». این اواخر اما خیلی رُک و صریح و بی‌هیچ دوراندیشیِ رندانه‌ای جواب می‌دهم: "نه!". این یک واقعیت است که مثل تمام مشاغل دیگر، روزنامه‌نگاری هم این روزها دچار رکود شده و به سختی می‌شود با "نوشتن" روزگار گذراند. روزنامه‌ها و مجلات و هفته‌نامه و ماه‌نامه‌ها و ... کسی را استخدام نمی‌کنند و آن‌هایی هم که هستند حق‌التحریری‌اند و آگاهان می‌دانند که کلمه‌ای نوشتن و کلمه‌ای پول گرفتن چه دشوار است!

بیرون از تحریریه و دفتر نشریات اوضاع نمود دیگری دارد. روزنامه‌نگاری و خبرنگاری برای خیلی از مردم چیزی است هم‌ردیف صخره‌نوردی یا پَرش از ارتفاعات یا چتربازی و خلاصه هر حرکت هیجان‌انگیز دیگری که بشود تصور کرد. مردم خیال می‌کنند که ما (روزنامه‌نگاران و خبرنگاران) یک مُشت آدم‌های بی‌کار و البته دوست‌دار هیجانیم که جیبمان پُر از پول است و از صبح تا شب به دنبال کارهای خارق‌العاده و لذت بردن از اعمال و افعال‌مان هستیم و شب‌ها می‌رویم توی خانه‌های شیک و گران‌قیمت‌مان و قهوه‌مان را می‌خوریم و با به ماجراجویی‌های فردا فکر می‌کنیم! آن‌ها خیال می‌کنند که ما معمولن با سر و وضعی تَر و تمیز و اتو کشیده، یک دفترچه در دست داریم و مدام در حال یادداشت کردن هستیم. خیلی از مردم بر این باورند که ما از همه چیز اطلاع داریم؛ مثلن هر روز با رییس‌جمهور نشست و برخاست داریم و با وزرا شیریخ می‌خوریم و آخر هفته‌ها با نمایندگان مجلس، قرار استخر می‌گذاریم. بعضی‌ها بر این باورند که ما از پیش می‌دانیم که نتایج فلان مذاکرات چه خواهد شد و چه اتفاقی در پهنه سیاست رخ خواهد داد. گاهی حتا به ماها به چشم کارآگاهان جنایی هم نگاه می‌کنند و می‌پرسند که حکم فلان متهم چه خواهد بود؟ یا اینکه به نظرت قاتلِ مقتولِ خیابانِ کاتب چه کسی است؟!

آری ما روزنامه‌نگاران و خبرنگاران گاهی نقش اقتصاددانان، سیاست‌مداران، دانشمندان، نویسندگان، ورزشکاران، کارآگاهان پولیس، حافظان محیط‌زیست، و ... را ایفا می‌کنیم. وَ همه‌ی این‌ها باعث شده تا شغل ما یک شغل هوس‌برانگیز به چشم بیاید.

اما واقعیتِ اَمر با این تصویر رویایی و فانتزی کمی که نه، خیلی تفاوت دارد؛ ما هم مثل همه‌ی مشاغل دیگر و شاید بیشتر از دیگر حرفه‌ها، با واقعیات روزمره‌ی زندگیِ عادی درگیر هستیم. باورش خیلی سخت نیست، کافی است کمی مداقه کنیم تا دریابیم که یک روزنامه‌نگار اگر بخواهد سالم زندگی کند بیشترِ اوقات به نانِ شب هم محتاج خواهد بود. مگر کم بوده‌اند اساتید این رشته که تا آخر عمر، در خانه‌ی اجاره‌ای زندگی کرده‌اند و روزگار محقرانه‌ای گذرانده‌اند با این حال مشی حرفه‌ای و رسالت خطیرشان را از یاد نبرده‌اند و برای اصلاح امور از طریق آگاه‌سازی مردم و حاکمان ذره‌ای قصور نکرده‌اند.

روزنامه‌نگاری هم یک کار است؛ مثل همه‌ی کارهای دیگر.

/ 0 نظر / 94 بازدید