بی‌انگیزه‌گی

من آدم نسبتا پرکار و جدی‌ای هستم. دوست دارم کارها آن طوری که باید، به انجام برسد، به همین دلیل بیشترین سعی خودم را به خرچ می‌دهم تا کار را به بهترین شکل ممکن و تا جایی که توانایی‌هایم قد می‌کشد، به سر برسانم. روی همین ملحوظ گاهی خیلی جدی می‌شوم و از همکارانم نیز انتظار دارم که کار را به شکل مطلوب آن به سر برسانند. اما گاهی اتفاق‌های به وقوع می‌پیوندد که شما را از چنین کاری باز می‌دارد. به عنوان نمونه، فردی در واحد شما کارشکنی می‌کند و این موضوع باعث می‌شود که کار در زمان معین و به شکل مطلوب آن به سر نرسد. این موضوع برای من به شدت آزار دهنده است. گاهی به عاملان چنین رفتارهایی یادآوری می‌کنم که دست از این کار بردارند و به تنبلی نه بگویند اما این سفارش ره به جایی نمی‌برد. برخی اوقات ناگزیر می‌شوم که مسوولیت انجام کار دیگران را خود بر عهده بگیرم و انجامش دهم. هرچند حس خوبی‌ست اما در پایان روز کوله‌باری از خستگی بر دوش‌ات سنگینی می‌کند که به سختی می‌توان آن را حمل کرد. به همین دلیل چند مدتی است که از این بخش کنار کشیده‌ام.

راستش حس بدی دارم به این دلیل که کارها آن طوری که لازم است به پیش برده نمی‌شود و این موضوع به شدت تو را خسته می‌سازد و انگیزه‌ات را به صفر می‌رساند.

/ 4 نظر / 51 بازدید
setarak1

http://setarak.ir/از سایت ما بازدید فرمایید

asleepbone

خب به رئیستون بگین اخراجش کنه

asleepbone

من برعکس شما آدم تنبلی ام . یکی از دلایلشم اینه که خیلی وسواس دارم و دوست دارم همه چی تمام و کمال انجام بشه . طبیعتا این اتفاق نمیفته و برای همینم از خیر کار میگذرم

r4dn3t

خیلی سخته. ولی باید راهی براش پیدا کنید.